عناوین مهم

سعدالله زارعی

معمای اردوغان در ترکیه

اگر ما به مسیر سنگلاخ اردوغان نگاهی بیندازیم، متوجه می شویم او تنها يك چيز را به رسميت مي شناسد، و آن هم قدرت بیشتر است.

پایگاه جامع تبیینی نفوذ:سعدالله زارعی در یادداشت اختصاصی نوشت: اردوغان برمبنای دامن زدن به احساس قدرت در جامعه ترکیه بر سر کار آمده و این مسئله ناشی از بحران هایی است که جامعه ترکیه در طول دوران حکومت سکولارها تجربه کرده است.

از یک طرف ترکیه در سیستم دفاعی ناتو به عنوان جامعه سکولار و غرب گرا از جامعه مسلمان ها جدا بوده و از سوي دیگر به واسطه ناکارآمدی های اجرایی و اقتصادی جامعه ترکیه دچار مشکلات عدیده ای بوده است. این اواخر دولت هایی که دوران عمرشان بسیار کوتاه بوده به این مشکلات ترکیه افزوده شده بود. دولت هایی که متوسط عمرشان دو سال بود. این مسئله سبب تشديد مشکلات و پیچیده شدن اوضاع در ترکیه شده بود.

آقای اردوغان به عنوان استاندار استانبول کار خودش را شروع کرد و توانست یک احساس توانمندی را در بخشی از جامعه ترکیه به وجود بیاورد. در عین حال با توجه به موج اسلام گرایی در ترکیه، اردوغان تلاش کرد که خودش را نماد یکی از وجوه کارآمد اسلام گرایی در منطقه معرفی کند، این مسائل سبب اعتماد مردم ترکیه به اردوغان و در نهایت حزب عدالت و توسعه شد. اردوغان وقتی به قدرت رسید، احساس پیروزمندانه ای داشت و به همین جهت ما شاهد هستیم که با به قدرت رسیدن اردوغان از سال 2002 حرکت های قدرت مابانه را دنبال مي کرد و هم در عرصه داخلی و هم منطقه ای تلاش کرد تا این قدرت نمایی را به نوعی جامه عمل بپوشاند.

تركيه در سطح منطقه ای با تئوری آقای داوود اوغلو که به عنوان معمار ترکیه جدید شناخته می شود كه امروز نيز با آقای اردوغان به شدت اختلاف پیدا کرده است. به همین جهت است كه او از مصادیق و منافع قدرت در حزب عدالت و توسعه کنار گذاشته شده است.

با تئوری داوود اوغلو، ترکیه باید اختلافاتش را با همسایگان که مدت هاست این ارتباطات دچار از هم گسستگی و فرسایش زیادي شده است را را اصلاح کند، لذا شعار به حداقل رساندن مشکلات و اختلافات با همسایگان در دستور کار قرار گرفت تا این که رسیدیم به مقطع انقلاب های عربی در کشورهای منطقه. ترکیه با توجه به ایدئولوژی اخوانی که ناشی از نوعی گرایش اخوان المسلمین در درون حزب عدالت و توسعه است، تلاش کرد تا از میوه انقلاب های عربی استفاده کند.

به هر حال در این انقلاب ها، اخوانی های مصر به قدرت رسیدند. همين طور اخوانی های تونس نيز تحت عنوان حزب النصره به قدرت رسیده بودند. برخي ديگر از اخوانی ها هم در بقیه منطقه کم و بیش در موضع قدرت قرار داشتند، از جمله باید به دولت حماس در غزه اشاره کنیم. همین طور جنبش های اخوانی که در یمن و سوریه به نوعی فعال شده بودند را نيز نبايد از قلم انداخت. منتهی در این مسئله و با شکست اخوانی ها در مصر و با تضعیف موقعیت اخوانی ها در تونس و عدم پیروزی اخوانی ها در سوریه و یمن، اردوغان از رسیدن به موقعیت منطقه ای از طریق مسالمت آمیز مایوس شد و تلاش کرد تا با بحران سازی در کشورهای منطقه به خصوص در حوزه مقاومت از یک طرف موقعیتی در این کشور رشد پیدا کند و از طرف دیگر بتواند حمایت امریکا عربستان سعودي و بعضی کشورهای دیگر منطقه را که با مقاومت مشکل داشتند به دست بیاورد، منتهی در این پروژه نيز اردوغان با شکست زیادی مواجه شد. او نه تنها موقعیتش را در سوریه و عراق پیدا نکرد، بلکه با توجه به بحران های امنیتی که در سوریه و عراق بودند، بستر حملات تروريستي در خاك تركيه نيز فراهم شد.

سياست هاي غلط تركيه بستري براي انفجارهای پیاپی و عملیات های تروریستی در شهرهای مختلف این کشور به خصوص شهرهای دارای موقعیت مرکزی مثل استانبول و آنکارا و همین طور شهرهای جنوبی ترکیه که محل اسکان کردهای ترکیه بود، شد. در واقع اين شرايط ترکیه را وارد یک وضعیت بغرنجی کرد.

پس از گذر از اين مرحله به مقوله كودتا در تركيه مي رسيم، کودتایی که در اردیبهشت ماه گذشته در ترکیه به وقوع پیوست و انگشت اتهامی که در این کودتا به سمت ايالات متحده آمریکا، سعودی ها و اماراتی ها نشانه رفت، ثابت كرد که اردوغان علی رغم خدمات زیادی که به امریکایی ها و سعودی ها کرده، نتوانسته مسئولیت خودش را به این ها تفهیم کند و آنها اردوغان و حزب عدالت و توسعه را به عنوان یک دولت مطلوب و قابل اعتماد در ترکیه نپذيرفته اند.

دلیل این مسئله هم این است که اساسا روحیه قدرت گرایی اردوغان را پاياني نيست. این تلاش برای احیای قدرت ترکیه به مثابه زمان عثمانی و به تعبیری عثمانیزه کردن ترکیه، هم امریکایی ها و هم سعودی ها را نگران کرد، چرا که هیچ کدام از این ها نمی خواهند امپراطوری عثمانی اجرايي و عملياتي شود و یا اينكه اردوغان قدرت همسان با عبدالحمید عثمانی پیدا کند، لذا امروز می بینیم که با شرایط جدید، اردوغان عصبانیت زیادی پیدا کردهاست. او  هم در موقعیت داخلی دست به دستگيري هاي متعدد زده و هم داوود اوغلو که زمانی قطب محوری دولت اردوغان محسوب می شد را رانده است. اين ها تنها بخشي از نشانه هایی از این مسئله در داخل است.

در سطح منطقه ای نيز، اردوغان با به چالش انداختن روابط ترکیه و ایران تلاش می کند که شرایط منطقه ای را حتی المقدر تغییر بدهد. اگر ما به این مسیر سنگلاخ اردوغان نگاهی بیندازیم، متوجه می شویم او تنها يك چيز را به رسميت مي شناسد، و آن هم قدرت بیشتر است و این قدرت بیشتر از هر مسیری که برای اردوغان قابل فهم باشد، دنبال می شود.

 

همچنین ببینید

imageget2.php

عربستان شبکه فارسی‌زبان علیه ایران در یوتیوب تاسیس کرد

تعدادی از وابستگان رژیم سعودی، شبکه‌ای فارسی‌زبان با هدف انتشار اخبار جعلی علیه ایران، در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *